قرآن عزيز در آيه ۲۵ از سوره يونس می فر مايد: خداوند آدميان را به دارالسلام دعوت می کند.

دارالسلام همان محفل انس وعشق با خداست که بنده باورود به آن به آرامش می رسد ولذتی نصيب او می شود که با هيچ پاداشی برابر نيست.

در صحيفه النبي جلد سوم حديثي از روايت نبوي : « لا تعذبوا بعذاب الله » مردم را با عذاب خداوند نترسانيد و در امر به معروف هاي خود از محبت الهي سخن بگوييد ، و در واقع عاشق پروري كنيم زيرا عاشق گناه نمي كند ترسيده و هيچگاه به طرف گناه نمي رود . مثلاً اگر بگوييم ، اگر يك تار مويت پيدا شود تو را با آن آويزان مي كنند و جزء احاديث است و دُرست ممكن است خدا ببخشد اگر اين طوري بگوييد 2 روز الي 5 روز مي ترسد . شهوت قوه أي است كه بر همه چيز غلبه مي كند الا به عشق . شهوت بر پول ، مقام و ترس بر همه چيز غلبه مي كند الا بر عشق. « عاشق شويد تا بيمه شويد »

پس ما بايد از خدا بخواهيم که عاشق اوشويم وعاشقانه او را بندگی کنيم وشیفته عشقبازی وانس با او شويم ؛ چون در بندگی بدون عشق پاداش بهشت وجود دارد اما آرامش ولذتی که در عشق وانس با خداست نصيب بنده ای که عاشق خدا نيست نمی شود .

دعا كنيم عاشق محض شويم ، گناه كم ادعاي عاشقي ندارد .

قدم اول ، معرفت شناسي ، معشوق كيست ؟ و چگونه مي توان عاشق شد ؟

صبر وتلاش دو نشانه از نشانه های عاشق است . عاشق به خاطر معشوقش بر ناکامیها وناملایمات صبر می کند .

نشانه دیگر معشوق تلاش وعمل برای معشوق ودر راه معشوق است وهرکه تلاش وعملش بیشتر وبهتر است نشان از این دارد که عاشقتر است .

دیگر اینکه باید فقط خدا رو در نظر بگیرید

خداوند در حديث قدسی می فرمايد :

يا ابن آدم ،‌ کم تقول : الله الله ؛ و فی قلبک غير الله ؟!

و لسانک يذکر الله و تخاف غير الله و ترجو غير الله ؛ و لو غرفت الله ،‌لما اهمک غير الله .

ای فرزند آدم چقدر می گويی الله ! الله ! در حالی که در قلبت غير از الله است ؟!

و زبانت الله می گويد ، و تو از غير الله می ترسی و به غير خداوند اميد می بندی ؛‌ و اگر الله را می شناختی ، از غير خدا واهمه نمی داشتی و به غير او اهتمام نمی ورزيدی .

* * *

سالک کسی است  که در طول عمر خود تلاش می کند انگيزه های غير الهی زيادی را که در درونش وجود دارد به تدريج  محو کند وفقط يک انگيزه و آن هم خشنودی خدا در کارهايش بماند واينجاست که اخلاص او کامل می شود .

اخلاص یعنی هر کاری که انجام می دهی برای رضای خدا باشد ( غذا می خورم ، راه می روم ، صحبت می کنم قربه إلی الله)

خلوص ، دل انسان را به بزرگی آسمان کرده و تبدیل به خروش اقیانوس می کند .

اخلاص یعنی به حساب خدا واریز کردن و برداشت نکردن در دنیا.
نکته مقابل اخلاص ریا می باشد و ریا یعنی به حساب غیر خدا واریز نمودن و در دنیا مصرف کردن.
حال این اخلاص از فراز ایاک نعبد نتیجه می شود. اخلاص درس اخلاقی و عرفانی است که در قسمت ایاک نعبد تدریس می شود.

طی نماز در دو جا اشاره به اخلاص دارد :
1. در تکبره الاحرام نماز با گفتن الله و اکبر و بردن دستها تا کنار گوشها که این معنا را می رساند که خدایا غیر تو را در پشت سر ریختم و اکنون تویی که در مقابلم ایستاده ای .
2. در ایاک نعبد
گفتیم در اخلاص و در یک عمل و عبادت مخلصانه غیر خدا(ریا) وجود ندارد.
دین یعنی اول خود را کنار گذاشتن.
من, سلیقه من, دیدگاه من, نظر من, عقیده من, ... این من من کردنها در جامعه خسارت ببار می آورد.
دائم نگوییم من. من شیطان است. باید دید ، خدا چه می گوید.
دین یعنی خدا را دیدن و خود را ندیدن. خدا را دیدن و دیگری را ندیدن(در باب عمل)
گویا در باب عمل در روی زمین یکی انسان است و یکی هم ذات اقدس الهی و بس.
اخلاص یعنی فقط و فقط برای خدا و بخاطر خدا کاری را انجام دادن. اخلاص یعنی عملکردی که در آن غیر خدا حضور ندارد و آیینه عمل کاملا شفاف است.