عشق چيست ؟

عشق دانش است . دانش و فرهنگ  است    عشق  دلپذير ترين  جهان بيني آدمي است  آن جهان بيني  نجيب و  جليل  كه از آغاز  تاريخ انسان تا كنون  جانهاي  شيفته بسياري  براي  بر پاداشتن جهاني شايسته  و بايسته ي آن  كوشيدند  و جان  باختند          براي :

روزي كه كمترين سرود بوسه است

و هر انسان

براي هر انسان

برادريست

روزي كه ديگر  درهاي  خانه شان را نمي بندند

قفل افسانه اي است  و قلب  براي  زندگي بس است

عشق  فروتن  است   عشق  فروتني است  

پس  عشق را با اين  نخستين خصلت بزرگ و خجسته  مي توان  بازشناخت  عشق  نيكي است   عشق  همه ي  نيكي هاي جهان  را در خود  جمع دارد   و  به همين  سبب  نيرومند  است به سبب همين نيرومندي است  كه  مهربان و ايثارگر  است 

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟"
استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!"
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟"
و شاگرد با حسرت جواب داد: "هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: "
عشق يعنی همين!"

شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟"
استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!"
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: "به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: "
ازدواج هم يعنی همين!!"